تبلیغات
my white house - روزانه

روزانه

نوشته شده توسط:اسمان پندار
چهارشنبه 5 اسفند 1394-15:10

نسبتا خیلی وقته ننوشتم. راستش تو این مدت دوسه تا پست تو ذهنم هم برای شما نوشتم اما چون بشدت منفی بود بیخیال نوشتنشون شدم. احتمالا بعدا. چون پستها بشدت تو ذهنم مانور میده وظاهرا تا ننویسمشون بیخیال من نمیشه. 
خوب یک پست روزانه نویس بزنیم برای خالی نبودن عریضه تا بعدا درست و حسابی بنویسم.
از مرحله تصمیم گیری عبور کردیم و به مرحله عمل رسیدیم. راستش تا پای قرارداد  هم رفتیم اما اخرین لحظه فهمیدیم مشکلی در کار هست که ممکنه کار تو اسفند انجام نشه. اگه این مشکل تا ده روز اینده حل بشه خوب طبق روال و برنامه پیش میریم اما اگه نشه خود بخود شرایط ما را مجبور به انتخاب دیگه ای میکنه. خوب این توضیحات کاری. میرسیم سر خودم. راستش اسمان بد شده و شروع کرده به بیاد اوردن گذشته و خاطرات تلخ. همین باعث شده حساس و منتقد بنظر بیام و دائم از خانوادم انتقادکنم. از طرفی در کل احساس میکنم تغییرات مثبتی هم داشتم. از جمله اینکه میتونم زیباییها را بیشتر ببینم و ازشون لذت ببرم و گاها ذهنم را از فکر و کار و استرس خالی کنم. خوب همینها. روز بخیر دوستان 




مینا
یکشنبه 9 اسفند 1394 16:00
آسمان عزیز امیدوارم کارها خوب و درست پیش بره. اما راجع به تفکرات منفی باید بگم که طبیعیه. من خودم وقتی تحت فشار چیزی توی زندگی قرار میگیرم خاطرات و اتفاقات ناخوشایندی که توی روزهای خوب اصلا یادشون نمیفتم به مغزم هجوم میارن. منم بهشون میگم بیاین و برین و فقط تماشاشون میکنم. چون اگه بیام جلوشونو بگیرم که انگار بهشون هویت میدم که هستید و من زورم بهتون نمیرسه. اگه باهاشون بجنگم که یعنی دارم بهشون "هستی" میبخشم و اینطور پر رو میشن و قدرتشون بیشتر میشه.
پس میام نظاره گر میشم ولی دنبالشون نمیکنم. چون لامصبا مث زنجیر دنباله دارن. همین که با بی تفاوتی باهاشون برخورد میکنم خودشون دمشونو میذارن روی کولشون و میرن.

این هم داستان من و فکرای بد و منفی.
مراقب دل آسمونیت باش عزیزم
پاسخ اسمان پندار : مینا جون چقدر بامزه افکار منفی را توصیف کردی. اونقدر از خوندن کامنتت لذت بردم که به راستین هم نشون دادم و گفتم ببین چقدر خواننده های خوبی دارم. مینا جون خوشبختانه قطار افکارمنفی اومد و رد شد اما متاسفانه واگن اخرش دلمردگی و افسردگی بود که جا موند و الان دوهفته ای هست من موندم این واگن اخری که حتی حال و حوصله جابجا کردنش را هم ندارم. شاید هم خودبخود با تغییر شرایط خود واگن رد بشه بره. امیدوارم. تو هم مواظب قلب مهربون و مینای گلم باش.
شلاله
پنجشنبه 6 اسفند 1394 14:43
آسمان جانم
این حس عصبانیت شدید رو منم دارم مخصوصا از جانب ...ولی خب چه کار میتونم بکنم منکه نمیتونم دیدگاهش و رفتارش رو عوض کنم پس خودم رو زدم به نفهمی
میدونی بزرگترین ویژگی آدمای موفق چیه ؟ اونا کمی بی احساس و بسیار خودخواهن و اولویت اول زندگیشون خودشون هستن چه راجع به تحصیلاتشون چه کارشون چه ازدواجشون
میدونن کی احساساتی بشن کی خودخواه البته اینا نظر منه
بعدشم من همیشه جرات تو رو تحسین میکنم تونستی از خونه و زندگیت و کارت که استاندارد بالایی هم داشتن دل بکنی و بری و تقریبا از صفر شروع کنی من خیال میکنم اگه تو توی بهترین نقطه تهران هم داروخانه داشتی ولی به هر دلیلی نمیتونستی بری اون سرزمین رویایی که همیشه آرزوش رو داشتی رو ببینی حسرتش همیشه به دلت میموند و احساس خوشبختی نمیکردی درسته که بهای گزافی داری پرداخت میکنی ولی آسمان باور کن ارزشش رو داره خیلی هم زیاد ارزش داره
تو جز اونایی هستی که کیفیت زندگی برات مهمه
و اینکه من اینو فهمیدم که درسته که ما هم اشتباهاتی هم داشتیم و لقمه رو دو سرمون چرخوندیم ولی بازم خیلی مقصر نیستیم
بعضیا تو سرنوشت شون هس که باااااااید خون دل بخورن هزار بار زمین بخورن زانوهاشون زخمی بشه و بعد به اهدافشون برسن ولی بعضیا مسیر براشون هموارتر و آفتابی تره ولی شاید اونا قدر اون چیزی رو که دارن رو نمیدونن در عوضش دسته اول لذت بیشتری از هدفی که به دست آوردن میبرن
آسمان جانم برات زیباترین آبی ترین و مهربان ترین روزها رو آرزو میکنم و مطمئنم که اون روزا نزدیکن


پاسخ اسمان پندار : شلاله عزیزم مرسی از لطفت و كامنتهای خوبت، ممنون كه منرا بی خبر از خودت نمیگذاری، میدونم این مرحله اخر را هم بخوبی رد میكنی، خوشحالم كه توصیه ها بدردت خورده، راستش بازم برات پیشنهاددارم، حتما حتما تمام سوالهای احتمالی را پیش بینی كن و سوال و جواب را به انگلیسی تمرین كن، سعی كن مثبت جواب بدی و نظرات منفی و بد در مورد مسائل مختلف را كنار بگذاری، من هم خوبم، از كامنتهات لذت بردم و باهات موافقم، خیلی خیلی نگران كارهام هستم یك مشكل خریدارمون داره كه باید تو این هفته یا ده روز حل بشه وگرنه همه برنامه هامون بهم میخوره، راستش اونقدرفكرم درگیره كه نمیتونم راجع به مسائل دیگه فكر كنم و پست بنویسم، خلاصه اینم از روزهای من، من هم برای تو شیرینترین روزها و خبرها را ارزو میكنم، به امید روزهای زیبا
نیوشا
پنجشنبه 6 اسفند 1394 11:40
در مورد نبش قبر خاطرات ؛ بنظر من اینها چیرهایی هست که با شما بوده و باید بکل ریشه کن بشه وگرنه هر از چند گاهی دوباره بیرون میان و ناراحتی ایجاد میکنن؛ کلی تکنیکهای روانشناسی مختلف برای تموم کردن این ناراحتبها و انتقادات هست؛...
و دیگه اینکه به هر حال شما تحت استرس و فشار ریادی هستید ؛ و یکجورایی طبیعی بنظر میاد اما مواظب باشید که دل پدر و مادر نازنینتون را نشکنید ...
این رو هم به باد داشته باشید که اول و آخر خود ما مسوول اعمالمون هستیم .
موفق باشید و مطمین باشید که روزهای خوب و خوش در انتظارتون هست.
پاسخ اسمان پندار : ممنونم نیوشا جان. مواظبم که احساسات منفیم زیاد نمای بیرونی پیدا نکنه. همسر هم نظرش مراجعه به روانشناس هست. من هم موافقم. البته من قبلا هم روانشناس را امتحان کردم و متاسفانه بعضیهاشون جز شنیدن هیچ عکس العملی نشون نمیدن که بااین که یک جور تکنیک هست اما من زیاد نمیپسندم. امیدوارم اینبار یک مشاور مناسب روحیه ام پیدا کنم. مرسی عزیزم
نیوشا
پنجشنبه 6 اسفند 1394 11:36
سلام آسمان عزیز
میخواستم بگم که من بعنوان فرد خارج از ماجرا؛ واقعا شمارو تحسین میکنم؛ سخت هست؛ دارین اذیت میشین اما اینو به یاد داشته باشید که دنبال آرزوهاتون دارین میرین؛ هر انتخابی که کردین تا آخرش پاش وایسین؛ و دیگه دنبال کاش و اگرهای بعد و قبلش نرید؛ یکجوری میشه گفت که به انتخابتون که مطمینا با سبک سنگین کردن فراوان هست اعتماد کنید و واقعا خودتونو دست خدا بسپارید؛ اگر با تمام وجود خودتونو دست خدا بسپرید مطمین باشید که این راهو به سلامت و با بهترین منافع برای شما طی خواهید کرد.
براتون آرزوی آرامش و بهترینها رو دارم و مطمینم که بالاخره پداش همه این زحمتهاتونو خواهید گرفت.
پاسخ اسمان پندار : نیوشای عزیزم مرسی از کامنت دلگرم کننده ات. خیلی حس خوبی داشت. ما سبک زندگی اروم را انتخاب نکردیم و تومسیر و راهمون داریم زیاد سختی میکشیم اما تشویق شما بعنوان یک ناظر انگیزه خوبی برای ادامه راه میده. ممنونم عزیزم. و ممنونم بابت توصیه خوبت در مورد انتخاب. امیدوارم روزگار هم جواب تلاش ما را بده و اجازه بده به انتخابمون برسیم.(البته خوشبختانه کمی نگرشم عوض شده دیگه اصرار به کاری که نمیخواد بشه ندارم و تازگیها یاد گرفتم وقتی چیزی نمیشه پس انتخاب دیگه ای باید کرد)
شلاله
چهارشنبه 5 اسفند 1394 21:17
آسمان جانم نبش قبر خاطرات بد گذشته فقط اعصاب ادمو خورد میکنه
من خیلی تمرین میکنم به خاطرات تلخم به خودخواهی ها و ندانم کاری بعضیا بگم به جهنم

امیدوارم مشکل خیلی زود برطرف بشه
پاسخ اسمان پندار : مرسی شلاله جان، اتفاقا اسم پستی كه میخواستم بنویسم نبش قبربود، نمیدونم چرا دوسه هفته هست اینطورشدم، یك حس عصبانیت شدید دارم و نمیتونم در مقابل اشتباهات كوچیك بی تفاوت بمونم امیدوارم حس موقتی باشه :(
راستی شلاله جان چه خبر؟ همه چیز خوبه؟
رها
چهارشنبه 5 اسفند 1394 17:57
منم این روزها خیلی منفی ام.چندتا پست قبلیت حسمون مثل هم بود اسمان.رمز مطلب قبل ایا اسمان.؟
پاسخ اسمان پندار : واقعا نمیدونم چرا گاهی وقتها ادم یك برگشت میزنه به ته ته بعضی چیزها،رها جون دارم سعی میكنم بازمثبت بشم امیدوارم توهم بزودی پرازحس خوب بشی، راستش پست قبل فقط یكجور یاداوری برای اینده هست كه اشتباهی چاپ كردم اما حتما حتما برای پستهای رمزی رمز به شما هم میرسه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox