تبلیغات
my white house - فرار

فرار

نویسنده :اسمان پندار
تاریخ:جمعه 4 تیر 1395-13:49




نظرات() 
سعید
یکشنبه 5 فروردین 1397 13:33
قشنگ بود. من خودم از خیلی چیزا تو ایران شاکی‌ام. اما پایان باز این نوشته هنوزم چنتا علامت سوال تو ذهنم باقی گذاشت.
پاسخ اسمان پندار : میدونی سعید، داری خواننده خاص من میشی، اینطور كه با روند خوندن ارشیو برام كامنت میذاری برام جالب شده كه الان كدوم سال از زندگی من را میخونی. راستش من بصورت جدی تصمیم گرفتم كه فعلا سمت ارشیوم نرم، اخه هنوز به اون جایگاه ثابت و امن نرسیدم كه تحت تاثیر غم و غصه نوشته هام قرار نگیرم. اما اینبار برگشتم و این پست را خوندم، میدونی سعید هنوز هم تا حد زیادی به اون صورت فكر میكنم اما نظرم در مورد اینطرف مثبت تر شده، باید یكبار بشینم و راجع بهش فكر كنم تا بتونم دقیق تر بگم چون شاید یك بخشی از این حس مثبت بخاطرعادت باشه، با اینحال چیزی كه مطمئنم اینه كه ایرانیها خیلی سنباده روح و روان هم شدن، واقعا همدیگه را ازار میدن، اینجا هم بهرحال عادی نیست بجای دیدن روزانه ایرانیها ، باچینی ها و مكزیكی ها و هندیها و امریكاییها درارتباط باشی، اما حسنش اینه اینجا با منظورازار نمیدن، اگه زندگی سخته ادمها با رفتارشون سختترش نمیكنن. راستی سعید هوس كردم پست قبلی كه برام كامنت گذاشتی را هم بخونم اما نمیدونم كدوم پست بود، میشه برام اسم اون پست را بنویسی، راستی بعضی پستها كه نظرت را جلب میكنه كامنتها را هم بخون، بعضی كامنتها هم اطلاعات خوبی داره.
عیدت مبارك
رویا
شنبه 5 تیر 1395 12:46
آخ آخ ای کاش اما متاسفانه روز به روز داره بدتر میشه جامعه داره خسته کننده تر میشه و هزاران چیز دیگه اما باز هم آدم باید خودش باشه و سعی کنه ناامید نشه و بیشتر به مثبتها فکر کنه هر چند همیشه نمیشه اینطور بود شاد باشی
پاسخ اسمان پندار : رویا جون میفهمم چی میگی، خود من هم اینروزها خیلی كلافه و ناراحتم، گاهی میگم چه خوب كه دارم میرم اما ته دلم میدونم اونطرف هم سختیها و مشكلات خودش را داره، باور میكنی واقعا نمیشه گفت كدوم طرف بهتره؟! شاید بهتر اینه كه هرجا زندگی میكنیم سعی كنیم حداقل دور و برمون فضای شاد و قابل زندگی بسازیم، تو هم همیشه شاد باشی
جودی
جمعه 4 تیر 1395 19:01
و ای كاش مرزها باز بود تا عطش و اشتیاق ادمهای پشت درویزا خاموش میشد، ای كاش درها باز بود شاید مردم بهتری بودیم و چیزی به اسم فرار وجود نداشت
کاش کاش بغضم گرفت آسمان می خواد اشکام بیاد من الان تو خستگی و نفرت قبل رفتنم
از امنیت حتی چشم از رهایی بدون نگاه دیگران از اینکه هر جور بخوام فکر کنم
خسته ام و آماده سفر آسمان
می دونی شاید رویاهای منم بعد رفتن رنگ ببیازن
پاسخ اسمان پندار : جودی گلم خیلی متاسفم كه انقدر داری اذیت میشی و به این مرحله رسیدی واقعا متاسفم، كامل میفهمت و خودم هم الان حس و حال خوبی ندارم اما متاسفانه واقعیت تلخی در زندگی وجود دارد. میدونی عزیزم بعد از پرواز همه چی تموم نمیشه و زندگی با همه خوبیها و بدیهاش ادامه دارد و فقط شكل و شمایلش عوض میشه. ای كاش جایی بود راهی بود ما ادمها كمی به ارامش برسیم و راحت زندگی كنیم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.