تبلیغات
my white house - روز اول

روز اول

نویسنده :اسمان پندار
تاریخ:دوشنبه 25 مرداد 1395-18:40

سلام سلام به همگی. من رسیدم. باز اینچام و باز شروع سعی و تلاش برای ساختن زندگی و بعد یک زندگی بهتر. خوشبختانه اینبار کمتر بعد مسافت و فاصله کشورها را حس میکنم و کمتر این خونه و شهر برام غریبه بنظر میاد. دوهفته ای خونه دوستهامون هستیم تا بعد خونه امون (اتاقمون) خالی بشه و بریم سر خونه و زندگی خودمون. دوست خوبمون که مهمونشیم  هم برامون سنگ تموم کذاشته. کلا این دوستمون خاصه و دوست ایرانی کم داره، دیروز هم لطف کرده بود و با اینکه اهل اشپزی نیست برای ما سوپ و ته چین درست کرده بود که با شناختی که ازش دارم محبتش چندبرابر برامون ارزش پیدا میکنه. دیگه از پرواز بگم که خوب بود و راحت خوابیدیم. گه گاه یاد اولین پروازم می افتادم که چقدر ترسناک بود. کلا سال اول ما از اون سال اولهای خیلی سخت مهاجرت حساب میشه. و بنظرم سالها طول میکشه تا اون اثر بد و منفی اش از ذهنمون پاک بشه. خوب داشتم میگفتم پرواز خوب بود تا رسیدیم به فرودگاه. اول کار متوجه شدیم یک چمدونمون گم شده. شنیده بودیم ترکیش چمدونها را گم میکنه اما خوب باید تجربه اش هم میکردیم. ظاهرا اصلا بار زده نشده بوده. حالا ادرس و تلفن گرفتن که با پرواز بعدی بفرستن. کمی نگران چمدون ووسایلمون هستم . اخه شنیده ام گاها چمدونها برای همیشه نا پدید میشه.امیدوارم این اتفاق برای ما نیافته چون کلی کتاب و جزوه ووسایل مهمون توی اونه. من که فکر کنم دیگه با ترکیش پرواز نگیرم. دومین بدشانسی هم موقعی بود که شانسی اینبار چمدون چک  شدیم و لیمو عمانیهای عزیزمون گرفته شد. البته دکلر کرده بودیم و چون هیچ ماده خوراکی تازه نداشتیم خیالمون راحت بود اما ظاهرا لیمو عمانی جز ممنوعه ها هست و گرفتنش. اینجا لیمو عمانی پیدا میشه اما خیلی خیلی نسبت به ایران گرونتره.اینهم از پرواز. اما دیشب خوب خوابیدیم و خستگی از تنمون رفت.الان هم دنبال کلاس اسپینینک ارزون تو اینترنت میگردم که پیدا نمیکنم. یک کلاس دیدم هم دور بود هم 10 جلسه 320 دلار. واویلا. راستین هم برام یک راکت تنیس سفارش داد تا بزودی با هم بریم تنیس. کلا هردو قصد داریم ورزش را جدی تر بگیریم. هم بخاطر اضافه وزنمون هم بخاطر سلامتی.  خوب اینهم از این. برم لباس عوض کنم یکم بزنیم بیرون. بریم که روز اول زندگی جدیدمون را شروع کنیم.



نظرات() 
mojtaba
یکشنبه 31 مرداد 1395 13:48
سلام
این یه پیام تبلیغاتی نیس
فقط میشه چند دقیقه وقت شریفتون رو بگیریم؟
داستان ما از اونجا شروع میشه که چند تا جوون جمع شدن دور هم و یه وبسایت و کانال تلگرامی راه انداختن، برای بیان یه سری از دغدغه های مشترک امروزه ی همه ی ما، برای چیزایی که شاید اگه هنوزم بودن، خیلی الان دلمون شادتر و خیالمون آسوده تر بود
حالا هم اون جوونا دنبال کسایی ان که حرفشون رو درک کنن و صداشون رو بشنون
پس
باعث افتخار ماست اگه به کانال ما سر بزنید
شاید حرفامون، به دل هم نزدیک بود و همراه و بعدش کم کم همدل شدیم

شرمنده اگه دعوت ناممون طولانی شد!

منتظرتون هستیم....
اینم نشونی های ما:

https://telegram.me/joinchat/DTPGRD94QEPYb0Qzes_OWg


www.koofka.com
میشل
شنبه 30 مرداد 1395 02:08
انشالا این سال براتون پر از موفقیت و پیشرفت باشه. با انگیزه و پر تلاشی و حتما همینطور میشه. با اینكه از مشكلات هم مینویسی اما بار وبلاگت خیلی مثبته. ما هم به زودی میایم و اینبار طولانی میمونیم و روزهای پركاری پیش رو داریم.
پاسخ اسمان پندار : میشل گلم خوشحالم که برگشتی ایران و با کلی انرژی مثبت داری برمیگردی. پس تو هم مثل ما قصد داری مدت طولانی مهمون و بعد صاحبخونه اینجا باشی. ممنون از تعریفت. گاهی حس میکنم اگه اینجا از مشکلات ننویسم میترکم وواقعا به درد و دل با شماها نیاز دارم.ممنون که هستی. امیدوارم امسال سالی پر از موفقیت برای شما هم باشه
زهرا
سه شنبه 26 مرداد 1395 17:25
به منم سری بزن خوشحال می شم
شلاله
سه شنبه 26 مرداد 1395 06:38
پییییییش به سوی زندگی جدید
پاسخ اسمان پندار :
غزل بانو
سه شنبه 26 مرداد 1395 00:33
سلام آسمان خانم
من قبلا وب شما رو می خوندم گاه به گاه الان انگار دوباره برگشید usaخوشحالم
امیدوارم اتفاق های خوب براتون بیفته
پاسخ اسمان پندار : سلام غزل بانوی عزیز
خوشحالم كه باهات اشنا شدم، اره دوباره برگشتم امریكا و احتمالا اینبار یك مدت نسبتا طولانی بمونم، روزهای سخت و پرتلاش در راهند، مرسی از دعای خوبت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.