تبلیغات
my white house - دوچرخه و چشم

دوچرخه و چشم

نوشته شده توسط:اسمان پندار
پنجشنبه 25 شهریور 1395-20:06

خواهر من دوسالی هست که مرتب ورزش میکنه و الان برای خودش یک پا ورزشکار درست و حسابی هست و هفته ای ده پانزده ساعت تو باشگاهه. اراده خوبی داره و خیلی راحت میتونه تا یکساعت روی تردمیل بدود. جدا از اینکه با دستگاه هم کار میکنه. پارسال تابستون که رفتم ایران گفتم بسم الله. با خواهرم میرم باشگاه و شروع. خلاصه یک ماهی هم رفتم اما دیدم مثل همیشه چشمم به ساعت و دقیقه هست که کی تموم میشه. تو این همه سال که ایران زندگی میکردیم چندباری تلاش کردیم باشگاه بریم که ادامه پیدا نکرد. حتی یک تردمیل داشتیم که محض رضای خدا مجموعا من و راستین ده ساعت هم روش نرفتیم و الان هم گوشه خونه یکی از دوستان جا خوش کرده. خلاصه از این که یک روزی من هم به ورزش علاقه پیدا کنم ناامید شده بودم تا این تابستون که خواهرم گفت چرا کلاس دوچرخه سواری یا اسپینینگ نمیری. من هم از اونجایی که ده کیلویی اضافه وزن داشتم ثبت نام کردم و رفتم. اونجا بود که فهمیدم برای یک ادم بیعلاقه به تردمیل و دستگاههای بدنسازی راه دیگه ای هم برای ورزش هست. خلاصه با علاقه تابستون کلاس را رفتم. اینجا که اومدم قصد داشتم اسپینیگ را ادامه بدم اما هنوز نتونستم یک کلاس با قیمت مناسب پیدا کنم و به دوچرخه باشگاه دانشگاه اکتفا کردم. سعی میکنم حرکاتی را که یادمه تکرار کنم و الپتیکال را هم بهش اضافه کردم. و اینطوری اخرش موفق شدم غول ورزش نکردن را بشکنم و الان حداقل هفته ای دوبار میرم ورزش. البته رژیم را هم دارم ادامه میدم و غیر اینکه یواش یواش دارم وزن کم میکنم عادت خوب ورزش کردن که میدونم برای سلامتی نیازه را هم به برنامم اضافه کردم. فقط 5 کیلو تا وزن ایده ال فاصله دارم. 
البته فکر کنم شنا و تنیس هم بزودی تو برنامه هفتگیمون قرار بگیره. راستین عاشقه تنیسه و من قراره نقش پارتنرش را بازی کنم. بعید میدونم با چپ و چوله زدن من طاقت بیاره. 
دیگه اینکه چندسال پیش عمل لیزیک کردم و چشمم فقط در حد یک 0.25 استیگماتم بود سال اول که اومدیم دیدیم ای دل غافل ظاهرا چشمم برای خوندن تخته داره اذیتم میکنه. پارسال رفتم عینک گرفتم و دیدم شده 0.75 استیگماتم. و امسال که دوباره رفتم چشم پزشکی دیدم باز شماره چشمم بالاتر رفته و 1 شده و تازه کمی دید دورم هم بد شده و شماره پیدا کرده و اصطلاحا نزدیک بین شدم. خدا تا اخر تحصیلات را بخیر بگذرونه. جدا از این و جدی تر از این وقتی به چشم پزشک گفتم تو سرمای زمستون بشدت  از چشمم اشک میاد یک معاینه کرد و گفت سرما باعث بسته شدن هردو مجرای اشک چشمم شده و باید عمل کنم و درمان دارویی نداره و با عمل احتمال خوب شدن 80% هست راستش ترجیح دادم عمل نکنم. اما این سرمای شدید نیویورک بدجوری کار دستم داده و امیدوارم بحالت اشک مداوم شبانه روزی که حالت وخیمش هست نرسم. 
خوب همین . باای



زری
جمعه 26 شهریور 1395 14:38
ای ول به خواهرت
من هم تو ورزش کردن تنبلم، اما برا وزن کردن پیاده روی تند را دوست دارم. کلا با راه رفتن موفقم.
وااای من هم تو سرما از چشمم آب میاد، ای بابا من چهارده ده سال پیش که رفتم گواهینامه بگیرم با اینکه برا دور با عینک بهتر میدیدم اما اونقدر نبود و گواهینامه بدون عینک گرفتم تا اینکه بعد از ده سال که رفتم برا تمدیدش با عرض شرمندگی گواهینامه ام با عینک صادر شده. البته من باز هم نمیزنم. مگر اینکه بخوام برم کنسرت یا سینما یا تئاتر که عینکنم را بر میدارم.
پاسخ اسمان پندار : اره واقعا ای ول بهش، ورزش كردن اون هم بصورت جدی اراده خیلی قوی میخواد، راستی اگه تو سرما از چشمت اشك میاد یكسر جراح چشم پزشك برو، البته امیدوارم مشكل جدی نداشته باشی. كلا عینك خر است
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox