تبلیغات
my white house - بعد امتحان
my white house
من اینجام تا بنویسم، از خودم، افکارم ،گذشته ،اینده، خطاها وارزوهایم.
من اینجام تا به تحریردراورم زیباترین مسیررابرای زندگیم.
مینویسم برای پرواز، برای به اواز کشیدن تک تک حروف نگرانی. از من نخواهید به رقص دربیاورم عروسک زندگی را، که من تنها تصویرگر چشمانم.

بعد امتحان

دوشنبه 4 بهمن 1395

نویسنده: اسمان پندار | طبقه بندی:روزها در اون سر دنیا(سال سوم)، قدم به قدم، روز به روز تا اون بالاها، زبان و امتحان، 

سلام سلام سلام
چطور مطورید دوستان؟ واقعا خیلی خوشحالم که اینقدر دوستان خوبی مثل شما دارم. خیلی خیلی ممنون از پیامهاتون. خیلی حس خوبیه وقتی میبینی کسانی هستند که مراحل حساس زندگیت براشون مهمه و به تو اهمیت میدهند. خیلی دوستتون دارم. 
خوب براتون از چند روز قبل تا بعد امتحان بگم. اول از همه اینکه ظاهرا من خیلی زود شروع کرده بودم به خوندن چونکه جدا هفته اخر کم اورده بودم و اصلا حال و حوصله درس خوندن نداشتم اما از اونجا که زورکی بود باید با هر جون کندنی بود دوره را تموم میکردم. چهارشنبه کمی استرس داشتم اما پنجشنبه سرحال و بدون استرس و روی برنامه خیلی زود دوره را تموم کردم. جمعه هم با یک معجونی از نگرانی و مغز خواب و خسته و اماده رفتم سر جلسه. راستش امتحانش از اونچه که انتظار داشتم سخت تر بود و دقیقا تا 5 دقیقه اخر داشتم حساب کتاب میکردم و مساله حل میکردم که میشه بعبارتی دوساعت و پنجاه و پنج دقیقه تمام. خیلی دلم میخواست یکدور هم مسایل را مرور کنم و اشتباهات احتمالی عددی را درست کنم که فرصت نشد. اما درمجموع امتحان را خوب دادم. و تموم شد. بعد هم دوسه ساعتی تو دانشگاه به کارهای اداری کارجدیدم و صحبت با استادم گذشت که شب برای اولین بار بعد مدتها ساعت 8 از شدت خستگی و خواب الودگی چشمهام باز نمیشد. با اجازه شنبه را هم به خواب و رفتن به گیم سنتر با دوستهامون گذروندم. گیم سنتر رفتن اونهم اخر هفته اشتباه بود چون اونقدر شلوغ بود نشد درست و حسابی بازی کنیم اما دورهم بودن با دوستهامون واقعا خوبه و خوش گذشت. امشب هم خونه یکیشون دعوت داشتیم که من مجبور شدم بپیچونم. هنوز خستگی تو تنم مونده و فعلا خونه نشینی را ترجیح میدم. هرچند از فردا کار اداریم شروع میشه و باید ساعت 9 صبح اونجا باشم. از طرفی کارهای خیلی خیلی زیادی هست که همه را گذاشته بودم برای بعد امتحان و باید سریع انرژیم را براشون جمع وجور کنم. بعضیهاشون مثل اپلای برای اینترنشیپ جز الویتها هست که یک جورهایی مثل اپلای برای دانشگاه هاست. یعنی باید برای همه کارخونه ها و کمپانیها و لب ها اپلای کنم تا بتونم از یکیشون پذیرش بگیرم. کارهای مهم بعدی اپلای برای پی اچ دی دانشگاه خودم هست و بعد هم کار روی تزم که استادم ازم خواسته تا اواخر اپریل به پوستر تبدیلش کنم یک مرحله پیشرفت دیگه تو دانشجویی وووووو کار روی پروژه اف دی ای بعله اون را هم گرفتم. کارهای متفرقه مهم دیگه هم این وسط فراوونه که باید براشون برنامه ریزی کنم و انجامشون بدم.  دیگه اینکه جمعه که با استادم حرف زدم میگفت فکر نمیکنم برسی برای ماه می فارغ التحصیل بشی و برای فرصت بعدیش که سپتامبر هست زمان را درنظر بگیر. که من هم راضیم و بهم فرصت میده نقص زبانم را با دوره اینترنشیپ پرکنم. البته باز باید برای زبان یک برنامه بریزم. انصافا یادگیری این زبان برای من حالا حالا تمومی ندارد. تو فکر این هستم اگه فرصت بشه یک کلاس esl برم. اگه هم نشد واقعا براش وقت بگذارم و بخونم. 
حالا از این حرفها بگذریم. دوستان یک برنامه هست من و تو میگذاره. "خانه های رویایی با برادران اسکات" دیدید؟ اگه ایران بودم مسلما دیدن این برنامه دیوونه ام میکرد. یعنی من عاشق خونه های بزرگ اینجا هستم توی طبیعت زیبا. خوب باید بگم الان هم دقیقا همون حس را دارم چون باز هم زندگی تو اینجور خونه ها برام خواب و خیاله و تنها تفاوت اینه که میدونم همچین خونه هایی وجود دارد. اما نمیدونم واقعا با این وضعیت دانشجویی ما کی و چه روزی این رویا و خواب و خیال تبدیل به واقعیت میشه."  اسم این وبلاگ نشون میده که چقدر داشتن این جور خونه ها برای من مهمه و شاید هم نقطه اخر هدفم باشه"  البته خونه ها و بهتره بگم اپارتمانهای نیویورک اصلا هیچ شباهتی به این جور خونه ها نداره و برای داشتن همچین زندگی حتما باید ایالت عوض کنیم یا حداقل به منطقه لانگ ایلند که یکی از گرون ترین ها تو امریکا هست بریم. و صدالبته مهمتر از اون پوووولش هست که نمیدونم چندسال دیگه باید برای رسیدن بهش صبر کنیم. میخوامش. بدجور میخوامش.
پ.ن. راستی دیدید ستونها و اکثردیوارهای خونه هاشون از چوبه و چقدر نازکه! واقعیه و دقیقا ماده اصلی که اینجا خونه هاشون را ازش میسازن چوبه.

نظرات() 
سوالات آیین نامه رانندگی
پنجشنبه 2 فروردین 1397 14:49
از این مطالب خوب بیشتر بگذارید
پاسخ اسمان پندار : تبلیغ بودید ایا شما
کامشین
پنجشنبه 7 بهمن 1395 01:34
سلام آسمان جان امیدوارم که حالت خوب باشه.
خوب حال همه گرفته است. همه مون فهمیده ایم که دیگه شوخی ای در کار نیست و ترامپ داره چهار نعل هر کاری را که در زمینه سیاست خارجی و محیط زیست وعده داده عملی می کنه. فعلا این دوتا کمترین هزینه سیاسی را براش دارند چون تا قبل از آمدنش متاسفانه فضا برای این لجام گسیختگی هاش فراهم شده بود. اما آمریکا هر چقدر بد و حمعیت نادان های آمریکا هر چند زیاد، کماکان هستند نیروهای اجرایی ای که می توانند جلوی ترامپ بیاستند. در مورد موضوع سیاست خارجی و مسئله ایران البته وضعیت خیلی پیچیده تره اما به نظر من نترس. ایرانی ها موقعیت های بسیار بدتر دیگری را هم تجربه کرده اند. مثلا وقتی سفارت امریکا به مدت یک سال و سه ماه اشغال بود وضعیت ایرانی های داخل آمریکا بسیار آسیب پذیر بود، اما بالاخره جان به در بردند. اگر دوست داشتی عملی تر به اینده نگاه کنی به پذیرش دکترا گرفتن فکر کن و اگر آمریکا برات سخت بود به دکترا گرفتن از دانشگاه های کانادا هم نگاهی بیانداز. شاید پیدا کردن کار در آمریکای فعلی با این حرف های احمقانه ای که ترامپ زده سخت تر بشه اما در حال کار تخصصی شما که کار جنرال نیست بگن نیروی آمریکایی هست ما احتیاج به غیر آمریکایی نداریم! ببین در حوزه تخصصی خودت چقدر قدرت مانور داری.
نگران نباش با این شتاب احمقانه و سیاست های ابلهانه بعید نیست ترامپ به استیضاح هم برسه. چی بهش می گن ایم پیچ منت! اگر ربط این کلمه را با هلو فهمیدی به من هم بگو.
من هم خیلی نگرانم. راستش خیلی ساده دلانه فکر می کردم برای پست داک می توانم بیام آمریکا! خیلی حالم خوش بود! از طرفی به شدت از دست ایرانی هایی که سنگ ترامپ را به سینه می زنند عصبانی هستم.
امیدوارم که راستین زودتر کار پیدا کنه تا خیال شما راحت تر بشه.
مواظب خودت باش حرص نخور و زود بیا بگو نتیجه امتحان جامع ات چی شد.
پاسخ اسمان پندار : سلام کامشین گلم. از دیشب که حرفش پیچید تا همین الان انگار یک پتک توی سرم خورده باشه ،گیج و درمونده هستم. نه فقط من. خیلی از دانشجوهای ایرانی همین وضع را دارند. همین الان هم رالی توی یکی از پارکهای اینجا درجریانه. متاسفانه کاملا درست میگی ترامپ داره چهارنعل برای ثابت کردن خودش به امریکا میتازونه و تا امروز که سومین روز کاریش هست ثابت کرده میخواد به تک تک شعارهاش جامه عمل بپوشونه. نمیدونم نیروهای اجرایی مخالف چقدر میتونند در مقابل ترامپ که راه رسیدن به خواسته هاش را خوب بلده بیاستند. هرچند وقتی بقول تو حرف ایران میشه 99.5 درصد ارا موافق قانونهای ضد ایرانی هست. راستش من هم فکر میکنم یک حرکت اساسی برای ویزای اچ وان که راه واردشدن نیروی تحصیلکرده خارجی به بازار کار هست بزنه. چون که قصد جدی برای ایجاد فرصت شغلی برای امریکاییها داره.
به دکتری فکر میکنم یا بهتره بگم بهتره زودتر عمل کنم چون تز من تا سپتامبر تموم میشه. خصوصا دکتری برای کانادا را جدی میگیرم.
استیضاح: واقعا امیدوارم یکروزی براش اتفاق بیافته. احتمال هم میدم اتفاق بیافته چون رییس جمهوری هست که تنها چیزی که براش مهم نیست سیاسته. بنظرم اون ریاست جمهوری را عین یک بازی شطرنج میدونه که باید برنده بشه. مهم نیست کی و چقدر هزینه بده مهم اینه که حرفهاش به کرسی بشینه.
عزیزم اگه پاس کانادایی داری از پاس کاناداییت برای اومدن و درس خوندن استفاده کن. خوشبختانه این قانونها شامل حال کاناداییهای ایرانی الاصل نمیشه.
برات ارزوی موفقیت دارم و ممنونم که تو این اوضاع روحی برام پیغام گذاشتی و مرهم شدی.
امتحان را پاس میکنم. مطمئنم. راستی فکر کنم 90%ga هم برای این ترم گرفتم. همین دیروز خبرش را گرفتم که شیرینیش با خبر ترامپی تلخ شد.
ممنونم کامشین جان
رها
سه شنبه 5 بهمن 1395 14:05
اره واقعا همیشه تورو تویه خونه بزرگ سفید تصور میكنم .قبلا هم بهت گفته بودم اینو.و یقین دارم اتفاق میفته
پاسخ اسمان پندار : رها جون، هیچی تو این دنیا قطعی و همیشگی نیست. یک شبه دود شد رفت هواا. فعلا باید بچسبیم به اینکه ببینیم چطور میتونیم خودمون را اینجا نگه داریم
شلاله
سه شنبه 5 بهمن 1395 12:24
لدفن یه اتاق جداگانه برای من در نظر بگیر اسمان جان توی خونه رویایی ترجیحا پنحره های بزرگ داشته باشه با یه کتابخونه گنده !
چون مطمئنم که به آرزوت میرسی شاید یه خونه خیلی درندشت نباشه ولی حتی شده یه خونه کوچولو ی رویایی خواهی داشت بلاخره در سرزمینی که برای رسیدن بهش بحاضر شدی بهای خیلی سنگینی بدی
راستی شیرینی امتحان جامع فراموش نشه بفرستی دم در خونمون ترجیحا خیلی خامه ای نباشه
پاسخ اسمان پندار : پوووووووف. پرید. بخار شد رفت هوا. فعلا همه خواب و رویا پردازی دود شد و واقعیت بیرحم با یک پاسپورت ایرانی خورد تو صورتمون. فعلا باید صبر کنیم ببینیم چی میشه و همزمان دنبال راه چاره باشیم. اخ که چه اشوبی بین بچه های ایرانی و تو دل من راه افتاده.
رها
سه شنبه 5 بهمن 1395 00:19
بهت تبریك میگم اسمان جان.بالاخره امتحانت رو خوب دادی و خوشحالم واست...
وای از خونه گفتی ...منكه همیشه تورو تو همچین خونه ای میبینم و یه روزم میام مهمونت میشم.به امید اونروز
پاسخ اسمان پندار : مرررسی رهای گلم، اره بلاخره از این امتحان خلاص شدم و جونم ازاد شد، واقعا همچین خونه ای برای من تصور میكنی ، چقدر خوب، یعنی میشه؟ روزی كه اومدی پیش من ، نگهت میدارم نمیذارم برگردی ایران، واو فكرش را بكن. چقدر حال میده خیال پردازی اما امیدوارم هردوتاش یكروزی واقعی بشه
جودی
دوشنبه 4 بهمن 1395 21:08
خسته نباشی قهرمان مهربونمممم
پاسخ اسمان پندار : مرسی جودی جون تو هم از امتحانها خسته نباشی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اسمان پندار

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← نظرسنجی

    حسابی اینجا بی رونق شده. بازدید کننده های کم و از اون کمتر کامنتها. بنظرتون برای اینکه به اینجا رونق بدیم چیکار کنم؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :