تبلیغات
my white house - من بزرگ نمیشم

من بزرگ نمیشم

نوشته شده توسط:اسمان پندار
شنبه 13 خرداد 1396-07:16

مسیجش را كه گرفتم، حسابی بغضم گرفت، زنگ زدم و گفت كه باید روی تزش كار كنه و نمیتونه به مهمونی فرداشب بیاد،این چهارمین دوستی بود كه میگفت نمیاد،،یكی دوتا ازبچه های دیگه هم گفته بودند نمیان اما اونها دوستم نبودند، یا شاید هم من تعریف دوست از اونها نداشتم، خونه هم تا حالا نرفته بودیم و هرسه چهارماه یكبار هم را میدیدیم اما باهم راحت بودیم و چیزهایی را بهم میگفتیم كه با بقیه درمیون نمیگذاشتیم، اون یكی دوستم هم گفته بود غیر از این تولد سه تا تولد دیگه دعوته و نمیتونه بیاد، بشوخی گفتم اونی را برو كه بیشتر بهت خوش میگذره اما تو دلم میگفتم اونرا برو كه بیشتر برات مهمه، هنوز نمیدونم باید روش اسم دوست بگذارم یانه، هفته ای ٢-٣ بار هم را میبینیم، تقریبا هر روز بهم مسیج میدیم و از درس و دانشگاه هم كامل باخبریم اما از زندگی هم نه، ما دوست دانشگاه همیم، دوست دانشگاه، چیزی كه اون از دوستی میخواد،،با مسیج این یكی پرت شدم به ده سال پیش، تصورم از دوستیها و ادمها،یكی قابل اعتماد نیست، یكی زندگی و تفریح خودش را داره، یكی الویتهای درس و كار خودش را داره، دنیای خیلیهای دیگه كیلومترها ازت دوره، و اخرش وقتی نگاه میكنی میبینی هنوز تنهایی، هنوز هیچی تغییر نكرده، هنوز همون ادم كاملا قابل دسترسی، هنوز همون كسی هستی كه عاجز از پیدا كردن یك دوسته، نمیدونم دنیا عجیبه، ادمها عجیبند یا من عجیبم؟ ایا من هنوز مثل یك بچه هفت ساله به مقوله دوستی نگاه میكنم، چرا نمیتونم مثل بقیه ادمهای دیگه ادمها را تقسیم كنم، این برای وقت دانشگاه، اون برای ورزش، این یكی برای كار، اون فقط برای شادی و دست اخر تقسیم بشم به شخصیتهای مختلف، من دانشگاه، من كار، من درس و من ،من واقعیم را فقط با یك نفردر دنیا سهیم بشم، همسرم، واقعا انقدر دنیا كوچیكه كه فقط یك نفرسهم منه؟ چرا ادمها اینجورین؟ چرا هیچ كس یار نیست؟ چرا همه تو تنهایی خودمون غرق شدیم؟ اره فردا دارم جشن تولد چهل سالگیم را میگیرم اما من هنوز بزرگ نشدم، هنوز پذیرای واقعیت دنیا نیستم، هنوز تصوریك دختربچه را از دوستیها و ادمها دارم، ساده، مهربون، صمیمی و دوست. اما امروز باز هم در اخرین روزهای سی و نه سالگی به تنهایی رسیدم، به نقابها، به چهره ها، به تقسیم شدن، به اینكه هیچوقت نباید در دسترس بود، به واقعیت كه باید بین ادمها تقسیم شد، اسمان كار برای یكی، اسمان درس برای یكی دیگه، اسمان جدی برای اون یكی و اسمان.....


فریدا
پنجشنبه 25 خرداد 1396 11:00
سلام خانم دکتر عزیزم
خوبی خوشی ؟ ببخش که چند وقت بود برات پیامینفرستاده بودم سخت مشغول پایان نامه هستم و بسیار گرفتار
ولی امروز گفتم حتما بهت تبریک بگم تولدت را که اگر نزدیک بودم حتما شرکت میکردم چون واقعا مراسم جشن تولدرا دوست دارم فکرکنم برخی از دوستات اصلا اهل اینجور برنامه ها نیستند زیاد به دل نگیر بعضی ها حوصله ندارند ولی من بگم که واقعا دوست دارم شرکت کنم به هرحال امیدوارم جشن 120 سالگیت را جشن بگیری همیشه شاد و تندرست باشی
پاسخ اسمان پندار : سلام فریدای گلم، ممنون دوست عزیزم بابت پیام تبریك، این لطف و محبت تورا میرسونه كه با وجود اینهمه درگیری برام پیام گذاشتی، من هم بشدت مشغولم، پایان نامه و پروژه ..... اما باورم نمیشه كه تو داری از پایان نامه حرف میزنی، انگار همین دیروز بود كه رفتی، خوب پس چیزی به فارغ التحصیلیت هم نمونده، پیشاپیش تبریك میگم.
ریحانه
شنبه 20 خرداد 1396 07:10
عزیزززززم كاش من نزدیك بودم و میومدم یه عالمه با هم خوشی میكردیم. ♥️ در هر صورت تولدت مبارك امیدوارم دهه جدید پر از شادی باشه برات
پاسخ اسمان پندار : اره ریحان جونم. جات خالی بود:* مرررسی از تبریك تولد عزیزم و هرموقع نیویورك اومدی خبر بده هم را ببینیم. شادی همیشه كیف میده
آیدا
جمعه 19 خرداد 1396 00:43
سلام خانم دکتر عزیز.با چند روز تاخیر تولدتون مبارک.انشاالله به همه خواسته هاتون برسید و همیشه لبخند رو لباتون باشه.
پاینده باشید.
پاسخ اسمان پندار : سلام ایدا جونم, پیام تولد هرموقع برسه به ادم میچسبه و كلی حال میده، مررسی دوست خوبم كه پیغام تبریك گذاشتی، كلی خوشحالم كردی، من هم ارزوی شادی و موفقیت برای تو دارم
سایه
پنجشنبه 18 خرداد 1396 21:22
اسمان جانم با تاخیر تولدت مبارک عزیزم. مطمئنم سال دیگه این موقع کلی دیگه از ارزوهای امسالتون براورده شده
در مورد دوستی هم کاملا نظرم مثل کامنت خانم صبا هست. واقعا موافقم باهاشون. خود من این چند روزه برای از دست رفتن یک دوستی واقعا عزاداری کردم اما دوستم کلا انگار نه انگار. یعنی همون موقع که بهم نیاز داشت خیلی دوستم بود اما حالا که روابط دیگه براساس نیاز نیست اونقدر دیگه لازم نمیبینه که دوستم بمونه! پس همون بهتر که روابط مجزا باشه!
خداروشکر که شما همسر همراهی دارین. فکر میکنم همین کاملا کفایت میکنه
پاسخ اسمان پندار : سایه گلم، مررسی از تبریك تولدت عزیزم، یك لحظه من را كشوندی به سال دیگه این موقع كه تصور كنم ببینم سال دیگه چه مسیری را پشت سر گذاشتم و به چی رسیدم، خدا كنه كه خیلی بیشتر از تصوراتم باشه همینطور برای همه امون. سایه جون كاملا میفهمم چی میگی، من هم تا ایران بودم بشدت با مساله دوست پیدا كردن و دوستیها مشكل داشتم، اگه یك نگاه به ارشیو سال ٩٢ بكنی میبینی چقدر نالیدم، راستش من هم یك دوست مثل دوست تو داشتم، دوست دبیرستانم بود و سالها با هم بودیم اما دقیقا رابطه من و اون مثل تو و دوستت بود، اخرش یكسال قبل اومدن موفق شدم اون رابطه یكطرفه را ببرم و تموم كنم. شروع پایان گرچه با اون بود اما پایان پایان با خودم بود و با اینكه خیلی یادش می افتم اما در كل از قطع ارتباطمون راضیم.
الهام
پنجشنبه 18 خرداد 1396 08:21
سلام آسمان جان
من حدود یک ماهی هست که خواننده ی وبلاگتون شدم ولی تا حالا نظر نگذاشتم...خیلی نکته ی خوبی رو گفتین چون خود من از اون آدماییم که یه جور انزوای اختیاری دارم و انتظاری هم از کسی ندارم‌...و این کلا روتینمه نه اینکه دلایل دیگه داشته باشه....الان که احساستون رو درباره ی بهانه آوردن برای یه دعوت گفتین حس کردم چقدر ناخودآگاه با همیشه اول قرار دادن کارم به این موضوع دامن میزنم...
راستییی تولدتون هم دیرادیر مباااارکک
پاسخ اسمان پندار : الهام گلم از اشناییت خوشبختم و وممنون كه كامنت گذاشتی، دوست گلم ببین دقیقا به خودت بستگی داره، اگه تنهاییت را دوست داری و ازش لذت میبری خودت را بخاطر دیگران عوض نكن، اما مثلا اگه دوست داری با بقیه بیشتر وقت بگذرونی اونوقت شاید بهتره كمی روندت را عوض كنی، هرچند دوستیها همه جای دنیا تا یك حدی قراردادیه، یعنی چیزهایی را مادی و معنوی میدی و چیزهایی را میگیری، هیچوقت نمیتونه كاملا یكطرفه باشه، فقط اینكه تا چه حد را با كمال میل و رضایت انجام میدی شرط تفاوت دوست صمیمی با یك اشنا میشه. مرررسی از پیام تبریكت عزیزم
فیروزه
سه شنبه 16 خرداد 1396 19:43
سلام آسمان عزیزم ، تولدت را تبریک میگم برایت سلامتی و تندرستی آرزومندم ، برایت آرزوی موفقیت و شادی و خوشبختی میکنمدر آستانه چهل سالگی.
پاسخ اسمان پندار : فیروزه جونم سلام و ممنونم بابت ارزوهای قشنگت. مررسی دوست گلم. من ساعت تولدم را میدونم باور نمیكنی دیروز تو اون ساعت چقدر ترسیده بودم، انگار توی یك دره تاریك داشتم سقوط میكردم. اما بعدش با پیامهای محبت امیز تبریك دوستان دوباره بالا اومدم و از روزم لذت بردم
سارا
سه شنبه 16 خرداد 1396 01:52
آسمان جوونم، دختر احساسی و دوست داشتنی، تولدت رو با هزاران ارزوی قشنگ بهت تبریک میگم...فکر کنم مث عروسی، باید از یک ماه قبل کارت دعوت میدادی برای تولدت.
پاسخ اسمان پندار : سلام سارای گلم، من جواب كامنتت را همون روز كه تایید كرده بودم مفصل داده بودم فقط انگار بی دقتی كردم و قبل ثبت ، ، تایید كردم جواب كامنتم پریده
مرررسی سارای گل و مهربونم، مرررسی از این ارزوی زیبا برای من، هاها تو این مورد فكر كنم حتی اگه یكماه قبل هم دعوت كرده بودم شب اخر كنسل میكردن البته بی انصاف نباشم و خوشبختانه از ٤ تا دوست كنسل كننده ٢ تاشون اخر دست اومدند و بقیه مهمونها هم كه بودند و دست اخر شب خیلی خوب و خاصی شد:) بازم ممنونم از پیامت
شلاله
یکشنبه 14 خرداد 1396 22:45
آسمانی جانم
اول اینکه تولدت مبارک باشه خانوم دکتر نازنین و خوش قلبم
توی این تقریبا دوسالی که شناختمت برای من آسمانی بودی که هم ازت کلی اطلاعات علمی یاد گرفتم هم کاری و مهمترین بخشش سنگ صبور و راز دار بودی برای منه تنها
از بچه های دوران تحصیلم فقط یک نفر از دوران لیسانسم و فقط یک نفر از ارشد هستن که در ارتباطم باهاشون البته به علت اینکه شهرهای دیگه ای زندگی میکنن چندین ساله همو ندیدیم
حالا به من بود همین ارتباط رو هم نداشتیم،اونقدر که در حق دوستانم خوبی و محبت کرده بودم و بعدها متوجه شده بودم براشون فقط یک دوست مقطعی و منفعتی بودم وبس.
توی سطرهای آخر خودم رو دیدم در سالهای پیش
اینکه خیلی غصه میخوردم و به دنبال پیدا کردن ایراداتی در رفتار خودم بودم ولی بعدا یه قانون رو خوب یاد گرفتم که با نزدیک ترین دوستت هم باید یه فاصله ای رو رعایت کنی و تا ازت کمک نخواسته جلز و ولز نکنی براش
الانم خودت رو ناراحت نکن لطفا وحسابی روز تولدت با راستین خوش بگذرون
از راه دور بغلت میکنم و میبوسمت
پاسخ اسمان پندار : شلاله عزیزم، شلاله نازنین و مهربونم، همیشه به من لطف داری و خوشحالم كه دوست خوبی مثل تو پیدا كردم. حرفهات را كامل میفهمم خود من هم ١-٢ پست سال٩٢ نوشته بودم و از درد تنهایی حسابی نالیده بودم. اخه من هم فقط یك دوست از دبیرستان داشتم كه بزور تحملش میكردم و دوستهای دانشگاهم هم هركدوم شهر دیگه ای بودند و بعضیهاشون دنیاهاشون هم خیلی با من تفاوت داشت، هر كاری میكردم نمی تونستم دوست جدید پیدا كنم، اینجا كه اومدم چون همه دنبال دوست هستند و شرایط با ایران خیلی فرق داره، خیلی راحت دوست پیدا كردم، فقط هنوز دوست صمیمی صمیمی ندارم، یعنی راستش فكر میكردم دارم اما بعد به این نتیجه رسیدم كه دوستم هستند نه دوست صمیمی. مررسی از پیامت، راستی یك نگاه به ارشیوم هم بكن، من خودم جرات خوندن دوباره اش را ندارم اما خوب حسها و حرفهام را یادمه
جودی
یکشنبه 14 خرداد 1396 21:17
بحر حال من هستم احساس تنهایی ممنوع
پاسخ اسمان پندار : مررسی جودی جون، بیگ هاگ
جودی
یکشنبه 14 خرداد 1396 21:16
سلام آسمان گلم خوبی وای که چقدر دلم تنگ شده بود برای سر زدن به وبت
آسمانی منم مثل خودتم نمی دونم چرا
هر کسی خواست دوستم بشه یک ضربه ای در نهایت نصیبم میکنه !!!گاهی فکر میکنم یعنی ما اینقدر تو دنیا تنهاییم باز خوبه آقا راستین هست بحر حال متاهلی اگر همسرت هم دلت باشه عالیه ،من گاهی فکر میکنم در نهایت اگر با جرج ازدواج نکنم چقدر اون طرف دوست خواهم داشت !!؟؟!این همیشه برام سواله که آیا قبل از اینکه عاشق باشی و ازدواج کنی بعدش عاشق خواهی شد؟؟
تازگی ها تعریف های بیشتری از تنهایی تو ذهنم‌میاد و حسابی درگیرم میکنه ولی اصلا حس تنهایی نکن من ۲۳ سالمه و شما ۴۰ ساله هیچ فرقی نداره سن آدم ها به هم نزدیکشون نمی کنه بلکه ذهنشون که بهم پیوند میده آدم ها رو ...فکر کنم بهم پیوند خوردیم راستی وارد شدن به دهه ۴۰ هیجان انگیز زندگی بهت تبریک میگم و می بوسمت
پاسخ اسمان پندار : مررسی جودی جون از پیام خوبت، یك واقعیت در مورد سن بهت بگم سن بالاتر كه هستی خیلی تفاوت سن حس نمیكنی اما خدا نكنه كوچكتر باشی، كلی طرف بنظرت بزرگتر میرسه:)) میدونی جودی جون بنظرم امكانش هست كه بعد ازدواج عشق بوجود بیاد اما بشرط اینكه طرفت خوب باشه. بعد نوع عشق هم متفاوت میشه، مثل مثلا تفاوت عشقت به مادر و پدر و خانواده، تو هر سن و دوره ای هم عشق های متفاوتی را تجربه میكنی. مرررسی بابت تبریك تولد، من هم میبوسمت
یکشنبه 14 خرداد 1396 17:06
بنظرم شما شایسته ستایش و احترام هستین. این مسایل نباید ناراحتتون کنه. موفق باشین
پاسخ اسمان پندار : مرررسی دوست گل و مهربونم، مررسی از اینكه به من لطف داری، خدارا شكرغیر از ٢ دوست بقیه اومدند و مهمونی خوبی شد، ازطرفی كلی پیام و كامنت از دوست و اشنا و همكلاسی و هم دانشگاهی داشتم و حسابی حالم را خوب كرد.
Hoda
یکشنبه 14 خرداد 1396 03:24
آسمانی جانم،
من هم اینجا در اورلاندو این مشکل رو دارم، تکلیف دوستی ها مشخص نیست
پاسخ اسمان پندار : هدا جونم كامل میفهممت، متاسفانه اخر اخرش باید تصوراتمون از دوست و دوست حقیقی را با واقعیت جدا كنیم.
صبا- غار تنهایی
شنبه 13 خرداد 1396 17:36
چقدر احساسات جریحه دار شده!
راستش من خیلی تو این باب حرفی ندارم.کسایی که خودشون رو دوستم می دونند دور و برم زیاده ولی واقعیت اینه که من فقط دوست اونام و اونا رابطه خاصی با من ندارن.
هیچ وقتم توی هیچ چیزی روشون حساب نمی کنم. کلا پذیرفتم آدما تنهان و بخاطر منافعشون مجبورن با دیگران در ارتباط باشند
البته در مورد شما خدا رو شکر همسرت یه دوست خوب حساب میشه.
پاسخ اسمان پندار : صبا جون اره اونروز خیلی ناراحت شدم، بعد دوباره به واقعیت برگشتم و خودم را جمع و جور كردم، كامل با همه جمله هات موافقم، بنظر من هم انسانها برحسب منافعشون دوستانشون را انتخاب میكنند، یكجور منفعت مادی و معنوی. اصلا ذات ادمیزاد اینطوره و اخرش نگاه میكنه ببینه چی بدست میاره، اما میدونی ته این معامله گری چیه؟ همونطور كه اشاره كردی، تنهایی
نسیم سلیمانی
شنبه 13 خرداد 1396 12:35
سلام اسمان جان
من واقعا درکت میکنم.من هنوز که هنوزه تو دوست پیدا کردن مشکل دارم. مشکل من با نو یه مقدار فرق داره من فک میکنم بلد نیستم دوست پیدا کنم . از اینکه دوست دوربرم ندارم خیلی ناراحتم.
پاسخ اسمان پندار : سلام نسیم جون، دقیقا من هم اوایل فكر میكردم مشكل دوست پیدا كردن دارم. فكر كنم دوسه تا پست در مورد مشكل دوست پیدا كردن هم تو اردیبهشت و خرداد ٩٢ نوشتم، اما حالا كه شرایطم عوض شده و تو محیطی هستم كه همه پذیرای دوستهای جدیدند این مشكلم بخوبی حل شده با اینحال هنوز درگیر معنی و تعریف دوست حقیقی هستم..
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

:درباره وبلاگ


:آرشیو


:پیوندهای روزانه


:نویسندگان



The theme being used is MihanBlog created by ThemeBox