تبلیغات
my white house - ضد حال

ضد حال

نویسنده :اسمان پندار
تاریخ:سه شنبه 6 تیر 1396-20:37

از اول ماه كار جدیدم شروع میشه، استادم به حضور من برای پروژه اف دی ای بیشتر احتیاج داره و تصمیم گرفت منرا بعنوان ریسرچ اسیستنت برداره،شاید خیلی از دانشجوها همین الان بعنوان ra دارند كار میكنند اما از اونجا كه دانشگاه ما به همه دانشجوها فقط ga میده و ra جدا نداره استادم حقوقم را از گرنت خودش میده و در اخر این عنوان یك امتیاز خوب برام حساب میشه و نشونه پیشرفت تو كارمه،حس خوبیه ببینی استادت انقدر ازت راضیه كه وسط ترم تابستون نامه میزنه به دپارتمان و میگه من به این شخص نیاز فوری دارم، كلا بعنوان یك دانشجو مسیر رو به بالایی را دارم میرم و از رشدم راضیم، زندگی دانشجویی خوبی هم داریم، همه چی ارومه و اخر هفته هایی كه ازمایش ندارم تفریحهای خوبی داریم، مثلا این هفته رفتیم باغ البالو و تا تونستیم البالو خوردیم، جاتون خالی اینجا بعضی باغدارها، برنامه میوه چینی دارند، میتونی تا جاییكه دوست داری بخوری و اگه خواستی میوه با خودت ببری اونوقت باید هزینه اش را بدی، بنظر من كه معامله خوبی برای لذت بردن و داشتن یك روز خوب هست. یا هفته پیش رفتیم پراسپكت پارك و با دوستهامون تو دریاچه خوشگلش قایق سواری كردیم و قبلش هم پیك نیك بازی داشتیم، خلاصه سعی میكنیم ما هم از تابستون و روزهای گرم و تابستونی اینجا لذت ببریم، خیلیها مسافرت میرن اما ما بخاطر حجم بالای كارهای ازمایشگاهیم نمیتونیم وقتی برای مسافرت پیدا كنیم اما سعی میكنیم حداقل برای یك روز در هفته برنامه بچینیم وخوش بگذرونیم، میدونید همین شنبه داشتم به همسر میگفتم باورم نمیشه ذهنم خالیه وواقعا چیزی برای نگران بودن و فكر كردن بهش ندارم، میدونید چی شد؟ فرداش یك اشنای دور داروخانه ای كه سالی یكبار پیغام تبریك عیدها را میگذاره پیغام گذاشت و گفت دارایی بوده و شنیده فلان داروخانه تو فلان جا داره با شماره كارت ملی من خرید میكنه، برق از سه فازم پرید، خبری بدتر نمیشد، صد در صد اگه این خبر واقعیت داشته باشه با یك كلاهبردار طرفم و موندم از این فاصله دور چطور میتونم از طرف شكایت كنم و قضیه را پیگیری كنم؟ واقعا موندم، حالا به همون اشنای دور گفتم خواهشا بیشترپرس و جو كنید كه اگه خبر واقعیه اقدام كنم، اونهم چه اقدامی، فكر كنید باید كارت تلفن بخرم و سعی كنم تلفنی با ادارات تو ایران حرف بزنم. خلاصه این خبر تقریبا همه نشاط تفریح اخر هفته را از تنمون بدر كرد، فقط امیدوارم خبر اشتباه باشه تا بتونم یك نفس راحت بكشم. نگرانم اما سعی میكنم بدلم بد راه ندم


نظرات() 
بهارک
سه شنبه 13 تیر 1396 17:12
خیلی بده واقعا منم یه بار نوشته بودم معلمها زیاد کارشون به جاهای دردسرساز کشیده نمیشه حالا خودم از سوی یه دانش آموز تنبل که بهش نمره ندادم تهدید شدم. حالم گرفته شد اساسی. مثل اینکه منتظر بود من این جمله رو بنویسم تا شروع کنه!
همونجور که کامشین عزیز گفتن مثل اینکه ایشالله زندگی میخواد روی خوشش رو بهتون نشون بده. ایشالله موفق باشین خیلی از خبرهای خوب تون خوشحال میشم عزیزم.
پاسخ اسمان پندار : مرسی بهارك گلم بابت ارزوی قشنگت. بنظرم قضیه شاگردت را از طریق مدرسه پیگیری كن. چرا یك دانش اموز بجای تلاش حقش را میخواد با تهدید بگیره! حق داری ناراحت باشی.
کامشین
یکشنبه 11 تیر 1396 20:01
آسمونی جان
می دونم خبری که بهت رسید واقعا ضد حال بوده اما خدائیش دو-سه سال پیش فکر چنین روزی را هم می کردی که به این درجه از موفقیت برسی؟ صبر کن و مثل همیشه تدبیر به کار ببر این مشکل هم حل می شه. من که دیگه داره یواش یواش بهت حسودی ام می شه! یک جورهایی هم خوشحالم وقتی می بینم تیپ مشکلاتت عوض شده. (راستش کلاس مشکلاتت خیلی بالا رفته!)
پاسخ اسمان پندار : كامشین گلم، هاهاها گل گفتی، برای خودم هم باور نكردنی هست كه انقدرخوب دارم جلو میرم، قبلا اوج خوشبختیم یعنی یك كار تو دانشگاه، حتی پارسال تابستون هم كه برگشتم كاملا شانسی این ازمایشگاه را انتخاب كردم( یعنی دوتا ازمایشگاه دیگه گفتن ظرفیتشون تكمیله و یكجورهایی جواب رد شنیدم) بعد كه شروع به كار كردم دیدم از اتفاق كاراین ازمایشگاه را خیلی بیشتر از ازمایشگاههای دیگه دوست دارم، استادم پروژه اف دی ای گرفت و تونستم با كار و سخت كوشی جایگاه خوبی پیدا كنم، حتی استادم هم خیلی ادم ماهی هست و از كاركردن براش لذت میبرم و اون هم قدر میدونه، خلاصه هم شانس هم سخت كاری هردو داره جواب میده، یادت میاد روزی كه ناامید بودم و باهات تلفنی حرف زدم. مرسی كه همیشه هوای منرا داری
Mina
یکشنبه 11 تیر 1396 14:49
سلام آسمان جون. خوبی؟
خدا رو شکر همه چی رو به راهه. اون مورد هم ایشالا چیز مهمی نباشه. در صلح باش با خودت آسمان عزیز
پاسخ اسمان پندار : مینای گلم، مرسی دوست بامحبتم، اره خوشبختانه كارهای ازمایشگاه داره خوب جلو میره، پیغام خوبی دادی دوست جون چون دقیقا یكهفته هست كه بعد از این خبر كمی اشوبم و ته قلبم نگرانه. یكجورایی اروم نیستم. مرسی. من هم امیدوارم چیز مهمی نباشه
nasrin
شنبه 10 تیر 1396 14:58
سلام آسمان جان. خوشحالم ک در مسیر پیشرفت هستین.امیدوارم روزهای شادی و آرامشتون افزون باشه. در رابطه با سوء استفاده از انجمن داروسازان شهری ک داروخانه داشتین و معاونت غذا و دارو پیگیر باشین و بهشون ایمیل بزنید که داروخانه را قبلا فروختین وشکایت کنید... اگر کمکی بود درخدمتیم. شهر را بگین ببینم دوستی در معاونت غذا و داروی آن شهر دارم که پیگیر باشن...
پاسخ اسمان پندار : سلام نسرین عزیزم، مرسی از محبتت، امروز كسی كه خبر را به من داده بود گفت داره پیگیری میكنه و اون دكتر داروخانه هم بیخبر بوده، راستش كامل نفهمیدم چی شده بوده ( اینترنت بد بود) اما مثل اینكه عمدی نبوده، بهرحال تا یكی دوروز دیگه از طریق خانوادم شروع به پیگیری میكنم و انشالله حل میشه، ممنونم از محبتت نسرین عزیزم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.