تبلیغات
my white house - روزانه
my white house
من اینجام تا بنویسم، از خودم، افکارم ،گذشته ،اینده، خطاها وارزوهایم.
من اینجام تا به تحریردراورم زیباترین مسیررابرای زندگیم.
مینویسم برای پرواز، برای به اواز کشیدن تک تک حروف نگرانی. از من نخواهید به رقص دربیاورم عروسک زندگی را، که من تنها تصویرگر چشمانم.

روزانه

پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397

نویسنده: اسمان پندار | طبقه بندی:روزها در اون سر دنیا( سال چهارم)، 


سلام سلام بلاخره از امروز اینجا هم گرم شد، دوسه هفته ای بود كه پالتو تبدیل شده بود به كت كه امروز یكهو دما اومد روی ٣٠ درجه و لباسها تبدیل شد به تیشرت و شورت  و پیراهن تابستونه، بنده خدا ما زنهای ایرانی كه تو ایران حتی تو دمای بالای ٣٠ باید یك مانتو و روسری هم بپوشیم، انصافا چطوری میتونیم تحمل كنیم.البته  برای دانشگاه اینجا هم  بهتره که ادم یکمی رسمی تر باشه. حتی شنیدم  بچه های خود رشته  داروسازی حق پوشیدن شلوار لی و کفش کتونی هم ندارند. بگذریم  ، خب همونطور كه میبینید كارم دوباره سنگین شده و من غیر وقتهایی كه تو مترو هستم وقت نمیكنم بنویسم البته با دستگاهی که کار میکنم  یك دانشجوی دیگه هم برای تز فوق لیسانسش استفاده میكنه كه داره فشار میاره كه دوهفته دیگه دستگاه در اختیارش باشه، اما قضیه اینه كه كار من برای fda و خود استادمه و ددلاین داره، حالا میخوام واگذار كنم به خود استادم تا اون تصمیم بگیره، و البته چون با انصافه حدس میزنم یكی دوهفته كار عملی نداشته باشم و دستگاه را در اختیار اون یكی دانشجو بذارم، از اوضاع و احوال خودمون هم بگم كه من خوبم، تو ارائه پروژه استادم از موضوع تزم خوشش اومد البته گفت ممكنه خیلی به چالش بخورم، راستین هم حالش خوبه، اما خب هم اون و هم من ناراحت وضعیت كاریش هستیم، بقول خودش ادم ٤٢ سالش باشه و هنوز وضعیت كاریش مشخص نباشه، درسته هنوز كلاس میره اما چون اجازه كار نداره اینكه بتونه با پروانه این كلاسها یك كافرما را متقاعد كنه كه وكیل بگیره و زمان و وقت و پول بذاره و درخواست تغییر  ویزا برای راستین بده خیلی سخته، درحالی كه این كارفرما راحت میتونه كسی را كه اجازه كار داشته باشه استخدام كنه، یكجورهاای از این كارهاست كه اگه بشه واقعا بخت و اقبالمون بلند بوده، البته من امیدوارم اول راستین بتونه كار داوطلبانه پیدا كنه و بعد كارفرما با دیدن كار و تواناییش متقاعد بشه كه این هزینه زمانی و مالی ارزشش را داره، چه میدونم، اینها همه لبست ارزوهای منه، كه انشالله امسال به واقعیت تبدیل بشه.
راستی بچه ها از اوضاع و احوال ایران چه خیر؟؟ قبلا هم گفتم وقتی ادم یك مدت دور باشه بسختی میتونه واقعیتها را تو ایران درك كنه، مثلا الان همه چیز تا رای نهایی ترامپ وحشتناك بنظر میرسه، بالا رفتن قیمت دلار و بازی كشورها برای ایجاد فشاراقتصادی و سیاسی روی مردم، جدا ادم میترسه كه سرنوشت این كشور به كجا میرسه، فقط ارزو میكنم به جنگ نرسه و ای كاش مسئولین هم سرعقل بیان و بجای شعارهای ایدئولوژیك رو واقعیت و نیاز دنیای امروزی تصمیم بگیرن، خوب من رسیدم، فعلا
درضمن سه تا کامنت از پست قبل مونده خوندم اما هنوز نشده جواب بدم. اونرا هم اخر هفته جواب میدن. بای

نظرات() 
سایه
پنجشنبه 20 اردیبهشت 1397 08:55
واقعا مرسی اسمان عزیزم که میگی با اینکه اونجایین هنوز به ایران وصل هستین و اینجا براتون مهمه. من که خیلی از افراد از میهن رفته رو میشناسم که علنا میگن ما که ایران نیستیم و از مشکلات بدوریم.
این دقیقا جمله ی دوستم بود بعد از حرفهای ترامپ... راستش خیلی غصه دار شدم وقتی گفت: فعلا که ما تو امریکاییم و از مشکلات "شما" دور... نمیخوام راجع به مشکلات "شما" حرف بزنم...ایشالا اوضاع "شما" هم درست بشه!
همون موقع فقط یاد خودت افتادم که همیشه گفتی دردهای ایران غصه دارت میکنه... همون موقع گفتم حتما بیام اینجا بخاطر تموم مهربونیات ازت تشکر کنم اسمان عزیزم. همون موقع گفتم بیام از نوشته هات تشکر کنم و ازت بخوام همیشه بنویسی. چون اون لحظه، همین نوشته ها یادم انداخت که خیلی ها هم اینطوری نیستن و اروم شدم.
آسمان جونم همیشه گفتم واقعا قلب بزرگی داری. امیدوارم هر روزِ زندگیت پر از موفقیت ها و شادی های ریز و درشت باشه عزیزم. بازم ممنون که هستی
پاسخ اسمان پندار : سایه عزیزم، سایه جونم، در مقابل ابراز محبتت حرف كم اوردم، چقدر تو ماهی و چقدر خوبه كه افراد با محبت با قلبهای زیبا مثل تو دوستم هستند، واقعا نمیدونم چی بگم جز اینكه خیلی خیلی ممنون و عاشق تو و همه دوستهام تو این گروه هستم. سایه جون خیلی خیلی هم متاسفم كه دوستت اینطور فكر میكنه، خیلی بده كه خودش را انقدر دور از ایران و مشكلات ایرانیها میدونه، اصلا تعجبم چطور میتونه ریشه و هویت خودش را فراموش كنه، روزی نیست كه من تو ازمایشگاه از ایران و ایرانی بودنم و فرهنگ قشنگمون حرف نزنم، بخصوص الان كه اخبار امریكا پر هست از نمایش بدیهای ایران، بنظرم حداقل ادمهایی كه دور و برمون هستند باید بفهمند مردم ایران مهربون خندون و با شخصیتهای دوست داشتنی هستند....
میدونی عزیزم من هر روز را با خوندن اخبار مربوط به ایران شروع میكنم، خیلی دلم میخواست اینجا بیشترپستهای مربوط به ایران میذاشتم اما متاسفانه میترسم وبلاگ را ببندن و من شماها را گم كنم. بهرحال میخوام برای ارامش قلبت بگم تموم دوستهای ایرانی من نگران وضعیت ایرانن، همه امون هر روز اخبار را دنبال میكنیم، حتی اونی كه اینجا بدنیا اومده را ندیدم خودش را از اخبار ایران دور ببینه و این جور جملات تلخ را بگه. دوستت بدجور هویت خودش را فراموش كرده ، متاسفم عزیزم.
دوستت دارم
شنبه 15 اردیبهشت 1397 20:27
والا اسمان جان من شخصا توی چهار سال اول جناب ر.و.ح.ا.ن.ی خیلی بیشتر به اینده امید داشتم. اگرچه از هشت سال افتضاح ا.ن خسته بودم اما اوضاع برام خیلی قابل تحمل تر بود. اما الان اینده ی دیروزم که بهش امید داشتم دود شده رفته هوا... با این وضعیت دلار تمام سرمایه ام از دستم رفته و روز به روز بدترم میشه... در واقع من که فقط میگذرونم. دیگه امیدی ندارم. به نظر من که اکثرا به ته خط رسیدیم اما خب کاری از دستمون برنمیاد، مجبوریم بگذرونیم دیگه...
پاسخ اسمان پندار : اخ اخ دوست عزیزم میدونم چی میگی بنظر من سال ٩٦ با امید به روحانی و تغییرات خوب شروع شد و دقیقا از امید به ناامیدی رسید، یعنی دیروز بعد سخنرانی ترامپ و امروز بعد حركت مجلس و حرفهای.... از ناامیدی به بیحسی رسیدم، ما كه اینجاییم اینطوری واای به حال بقیه مردم.
صبا-غار تنهایی
شنبه 15 اردیبهشت 1397 17:07
به ته داستان رسیدیمخسته و ناامید
پاسخ اسمان پندار : ای داد، میدونم چطوریه، اینطور نیست كه ما اینجا باشیم و كامل بندهامون با ایران پاره شده باشه، هر تكونی نگرانی هر چیزی كامل روی ما هم اثر داره، تموم سیاستها تموم حركات روما و روحیه هامون اثر میگذاره امیدوارم بلاخره برای ایران هم اتفاقات خوب بیافته
جمعه 14 اردیبهشت 1397 10:27
اسمان جان علاوه بر وضعیت دلار و داستان های اقتصادی، داستان کمبود اب و فصل گرما و مسایل محیط زیستی هم داره پدرمون رو درمیاره... یعنی از نظر روحی روانی، من یکی و خانواده ام که کلا داغونیم از بس فکر و خیال و مشکلات مختلف داریم! مسئله مهم تر این که هیچ امیدی هم نیست با این سوء مدیریت ها و خب این وضع رو خیلی یدتر می کنه...
پاسخ اسمان پندار : دوست جون میدونم، باور كن وقتی دوریم به این معنی نیست كه غصه ایران را نداشته باشیم، روزی نیست كه نگم ایرانیم یا ایران اینطور اونطور، فقط برام سوال پیش اومده نسبت به دوسال پیش روحیه مردم چطوره؟ همونطوره؟ مردم و زندگیها همونطوره؟ بذار واضح بگم اخرین بار كه ایران بودم هم مردم خسته بودن، اما هنوز امید داشتن، یعنی اینطور بگم هنوز زندگی میكردن،هنوز به ته داستان نرسیده بودن. میخوام ببینم الان چطورین؟؟
سعید
پنجشنبه 13 اردیبهشت 1397 08:27
اوضاع خوب نیست. اصلاً خوب نیست
پاسخ اسمان پندار : ای بابا، فكر میكردم فقط من اینطور فكر میكنم.
اخه میبینم گروههای تلگرامی دوست و اشناهای تو ایران همچنان مثل قبله و كسی شكایتی نداره. گفتم شاید فقط حس من باشه و اوضاع واقعا تو ایران مثل دوسال قبله.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.

← درباره وبلاگ



مدیر وبلاگ : اسمان پندار

← لینکدونی

← طبقه بندی

← آرشیو

← نظرسنجی

    حسابی اینجا بی رونق شده. بازدید کننده های کم و از اون کمتر کامنتها. بنظرتون برای اینکه به اینجا رونق بدیم چیکار کنم؟







← آخرین پستها

← نویسندگان

← آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :